تبليغاتX
گلدونه






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



طنز

سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!

مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟

 

 

خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!

 

 

مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...

 

 

خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!

 

 

مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار مي‌چسبه...

 

 

خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!

 

 

مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...

 

 

خانواده عروس: پس قمارم بازي مي‌كنه...؟!

 

 

مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...

 

 

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!

 

 

مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...

 

 

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

 

 

مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...

 

 

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 

 

نويسنده: خوشگله مورخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت: 17:56
|+|



تصاویر عاشقانه

 

http://pix2pix.org/my_unzip/12100241668izqtf1z.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/121002416606ooy67h.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/1210024166yunhycpe.jpg


نويسنده: خوشگله مورخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت: 17:37
|+|




نويسنده: خوشگله مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 23:17
|+|



بهش بگو ستاره همونه که غصه داره
همون كه نيمه شبها تا صبح در انتظاره

بهش بگو ستاره همون كه خيلي تنهاست

همون كه وقتي رفتي فكر كرد آخر دنياست!

بهش بگو ستاره همون كه غرق روياست

از موقعيكه رفتي چشماش شبيه درياست

بهش بگو ستاره شبهاي بي ستاره

همون كه امشب از تو هيچ طلبي نداره

بهش بگو ستاره شايد چشماش بخوابه

همون كه روشنيشم فرقي واست نداره

بهش بگو ستاره همون كه بي نيازه

همون كه در نبودت با خوب و بد مي سازه

بهش بگو ستاره همون كه بي آزاره

همون كه وقتي خواستي پا رو دلش مي ذاره



نويسنده: خوشگله مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 23:9
|+|



تـــرا ستایش می کنــــم.

ترا که قلب سرشـــار و روح بزرگ ودستان گرم و زندگی پرورت چراغ راه ماست

ترا که می بخشایی ومهربانی بی توقعت رانثار میکنی

تـــــرا ستایش میکنم

ای سرچشمهء همه مهربانی ها، همه فدا کاریها و همه از خود گذشتی ها

بخاطر وجودت که صفای آسمان بهار را دارد

بخاطر قلبت که گستردگی دریای پاک را دارد

و بخاطر دامانت که ما را پروراند و لالایت که خواب را در چشمان ما ریخت

ترا ای مادر، ای روحانی مقدس

ستایش میکنم و در برابر عظمت روح

ودر برابر شکوه رنجهای بی دریغت که

هرگز شکوه ای بهمراه ندارد سر تعظیم فرود آورده و میگویم

مادر! تو فرشته ای

مادر! تو فرشته ای

 

 

 


نويسنده: خوشگله مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 13:27
|+|



ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم

ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم

محتاج دو پیمانه می معرفتیم

 

 

 

 

براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بو
د
 
 
در غروب آرزو هام کسی یارم نبود
انتظار مرگ داشتم آن هم یارم نبود
 
 
سالهاست که کور شده ایم
قرن هاست کر گشته ایم
حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم
سالهاست که قلب را انکار کرده ایم
و در سر زندگی میکنیم
سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه گرفته ایم


نويسنده: خوشگله مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 13:24
|+|



عشق نمي پرسه اهل كجايي،فقط ميگه تو قلب من زندگي مي كني.عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با مني.عشق نميپرسه كه دوستم داري فقط ميگه دوستت دارم.

 

عشق یعنی

 


نويسنده: خوشگله مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 13:3
|+|



 

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من                                

            

                           دل من داند و من دانم و دل داند و من   

   

بار خدایا فرصتی ده تا شکرت کنم بخاطر نعمات بی شماری که به این بنده ی سراپا تقصیر ارزانی داشتی و نعماتی که از روی لطف ،رحمت و مشعیتت دریغ داشتی

خدایا ،خدایا خواهم تو را شکر گفتن اما نمی دانم چگونه و با چه زبانی

خدایا ،ای خدای مهربان من تو را شکر می کنم به خاطر خوبی ها و بدی ها که هر دو لطف و مرحمت توست

خدایا تو را شکر می کنم بخاطر مهری که در دلم قرار دادی ، تو را شکر می کنم بخاطر دوست داشتن ،تو را شکر می کنم به خاطر بودن و تو را شکر می کنم بخاطر عشق....

 

بار خدایا فرصتی ده تا دوست بدارم، فرصتی ده تا عاشق باشم ، فرصتی ده تا مهر بورزم و جهانت را پر از خوبی کنم

بار خدایا ، ای خدای مهربان من ، ای پناهگاهی که از تمامی بلاها به تو پناه می آورم

حقیرم، دردمندم ، محتاجم ، تو مدد کن تو یاری رسان ، تو که سر منشا تمام پاکی هایی ،تو که آرام بخش دلهایی ....

 

خدایا طوفانی در قلبم بر پاست که جز با یاد تو و مدد تو تسکین نخواهد یافت ، خدایا دردی دارم که هیچ کس جز تو آگاه نیست و هیچ چیز جز تو دوایی نیست،

خدایا حاجتی دارم ،حاجتی که روا کننده اش جز تو نیست

خدایا در اعماق وجودم دردی نهفته است که نمی توانم به زبان آورم ، دردی که نمی توانم  جز تو به کسی بگوییم ، خدایا از تو می خواهم ،از تو که ارحم الراحمینی از تو می خواهم حاجتم روا کنی و مرا محتاج خلق نگردانی

خدایا عاشقم ، خدایا سر گردانم ،نمی دانم چه کنم ،چاره فقط تویی ،مگر گناه کردم که این چنین مورد خشم قرار گرفتم ، مگر من چه کردم که این چنین غریبه شدم ، مگر من چه کردم که اینچنین دردمند و عاجز شدم ...

خدایا می ترسم ،از بندگانت هراس دارم ، مگر من چه گناهی مرتکب شدم که باید این چنین عذابی را تحمل کنم ، اما باز می دانم خدایا خواست تو رحمت است و این را هم میدانم که بی اذن تو هیچ چیز صورت نمی گیرد اما نمی دانم چرا ،خدایا به من نشان بده که تنها نیستم و تو با منی ، به من نشان بده که هنو ز دوستم داری تا بیش از پیش تو را شکر کنم و سر به سجده بگذارم و در خیالم با خیالت آسوده گردم...

می دانم بنده ی خوبی نبودم می دانم ،کوچکم ،روسیاهم ،گناهکارم، بدم خدایا بدم........

اما تو که بزرگی ، تو که نهایت زیبایی هستی ، تو که پاک و بی آلایشی ريالتو که خوبی ... بنده ات را دریاب که دیگر نایی نمانده ، خدایا از همه کس از همه جا نا امیدم ، امیدم فقط تویی تو و جز به درگاهت به جایی امید ندارم پس رحمتت را از من دریغ نکن و از نور وجودت بر سیاهی شبم بتاب تا روشنایی جاویدان وجودم را فرا گیرد و در انتظار بارش رحمتت هستم و دست از طلب بر ندارم تا کام من بر آری......

 

 

التماس دعا ...  

                                                                             

الهی

                                                   

 


نويسنده: خوشگله مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 13:0
|+|



 


« ثبت کن هذا محب الفاطمه»


ثبت کن این کنیز و روسیاه فاطمه
 


من دمادم نام او خواهم نوشت


بر دلم، برسرم، برچشم خواهم نوشت
 


ثبت کن ای فرشته شانه نشین


کین گناهکار عابد دوزخ نشین
 


چادر خاکی  او را دیده است


شب به شب از چشم او خون ریخته است
 


مهر زهرا و حسین و مهدی اش


گشته روشن بخش جان و هستی اش
 


من بدم، خود دانم و شرمنده ام


با امید رأفت تو زنده ام
 


مادرم، رحم کن بر این سائلت


تو بگیر دست مرا تا آخرت
 


ای گل باغ علی، پهلو شکسته، داغ بین


در شب کوچ تو از پیش امیرالمومنین
 


من غریبانه به مژگانت همی کردم نگاه


تا که جویم در آن افق، من یک پناه
 


می گیرم از دامان مهرت من مدد


نازنین بانو تو را دوست می دارم تا ابد


نويسنده: خوشگله مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 12:27
|+|



زندگی

عاشقی رودوست دارم با تمام بیقراریش
من میخوام اشکو بفهمم وقتی از چشام میریزه
تنهایی گرچه کشندست واسه من خیلی عزیزه
توکتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست
جای بارون بهاری روی چترهای شکستست
اما من میگم یه عاشق همه ی دنیا رو داره
همه چترهارو باید بست وقتی آسمون میباره
نون عشقو میخورم منت نونوا ندارم
سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم
توی دنیایی که گرگ وبرگی تو ذاتش
من میخوام خودم باشم با هیچکی کاری ندارم
زنده بودن نمیخوام زندگی قاموس منه
فقط وفقط دورنگی تنها کابوس منه
گرچه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون
مشکی رنگ عشقم ترانه ققنوس منه
کاش میشد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک
قطره ی آبی باشیم رو قلب خشک پر ترک
واسه عشقو عاشقی تو سختیهاش کم نذاریم
واسه ی خودمون آدمی باشیم نه آدمک
خیلی ها میگن که عاشقی رو دیدار بدونیم
اما من میگم که عشقو نقش دیوار ندونیم
من میخوام که مثل موج نباشم اما بمونم
کاش میشد تو عین سختی بازم عاشق بمونی


نويسنده: خوشگله مورخ: شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 در ساعت: 23:45
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir