تبليغاتX
گلدونه

گلدونه

خوشمل

خیلی سخته نه؟

 

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی و وقتی دیدیش جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی

روی قلبت گذاشت زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز

دوسش داری !

چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی

بخندی که نفهمه هنوزم دوسش داری!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 1:19  توسط سولماز  | 

هرکسی



هرکـــس به چیزی تبد یل می شود که به آن عشق میورزد...

اگر سنگی را دوست داشته باشد ســــنگ میشود...

اگر هدفی را دوست داشته باشد به ان هدف تبدیل میشود...

اگر به فردی عشــــــق بورزد آن فرد میشود...

و اگر به خــــــدا عشق بورزد ...

خــــــــدایی میشود...

اینک انتخاب با خود شــــــــماست...

دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 18:38  توسط سولماز  | 

اس ام اس عاشقولانه !!جدید

 

                                     

روشنی طلعت تو ماه ندارد، پیش تو گل رونق گیاه ندارد، گوشه ابروی توست منزل جانم، خوشتر از این گوشه پادشه ندارد

 غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه های آشنا جست، هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد آنگاه تو غریبی

 اگه شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ویران میکردند

 ای کاش تنهایی من گل سرخی بود که هنگام دیدار به تو میبخشیدم

 روزی که دلم پیش دلت بود گرو، دستان مرا سخت فشردی که نرو، روزی که دلت به دیگری مایل شد، کفشان مرا جفت نمودی که برو

 لبریز گلاب میشود چشمانت، کم گریه کن آب میشود چشمانت، هنگام خداحافظی ام گریه مکن، حیف است خراب شود چشمانت

دو سوم کره ی زمین رو آب فرا گرفته! اونوقت تو ماهی کوچولوی نازنازی تو تنگ دل من چیکار میکنی؟

 همیشه منتظرت می مونم، میدونم میایی، چشم به راه همیشگی تو

 نه از قبیله ی ابرم نه از تبار کویرم که بی بهانه بگریم که ترانه بمیرم، دلم گرفته برات ولی اجازه ندارم از نسیمو ترانه سراغی ازت بگیرم

 به چشمانت که چون چشمان دریاست، به لبخندت که چون گلهاست، تو را همچون صبح فردا دوست دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 14:22  توسط سولماز  | 

یه قطره

 

امشب به یادت باز افتادم غریبه

 

گل کرده یادت باز در یادم غریبه

 

می گریمت در پشت این دیوار مسدود

 

کی می رسد پیش تو فریادم غریبه

 

ویران شدم سهم من از بودن همین است

 

ویرانه ام، ویرانه بنیادم غریبه

 

ای کاش هرگز عشق در من گل نمی کرد

 

ای کاش هرگزدل نمی دادم غریبه

 

برگرد پیش خاطرات خسته من

 

من مال تو با هر چه ابعادم غریبه

 

از شوق می مردم اگر حتی خداوند

 

تنها ترا یک لحظه می دادم غریبه

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:27  توسط سولماز  | 

هرروز

هر روز گوشه اي از اتاقم مي نشينم و به اين فکر مي کنم که

چقدر ساده تو را از دست دادم ،

چه بچه گانه روزهاي با تو بودن را سپري کردم ،

آخ ...

که وقتي ثانيه هاي با تو بودن از جلوي چشمانم مي گذرد ،

قلبم به درد مي آيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 21:19  توسط سولماز  |